شمارهٔ ۴۳۰

غزلیات

دوش آن مه دو هفته دستم گرفت، دستم
دستان نمودم، اما از عربده نجستم

گفتم بدو دویدم، گرد از رهش ندیدم
هرچند خود ندیدم در شور و غلغلستم

در عربده است عمری این عقل و عشق با هم
چون روی دوست دیدم از عربده برستم

گه قید نور بودم، گه قید نار سوزان
چون جمعیت بدیدم، از نور و نار رستم

ساقی، بیار جامی، از بهر ناتمامی
جامی بده بدستم، چون رند و می پرستم

ای جان جان جانان، ای روح روح و ریحان
از پای اوفتادم، جامی بده بدستم

قاسم بباخت جان را، یک بارگی جهان را
مشکن تو عرض ما را، گر توبه ای شکستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}