شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

آن ماه مسافر سفری کرد ز کرمان
«الله معک » گفت همه جان کریمان

«الله معک » چیست؟ خدا یار تو بادا
چون یار تو شد یار، شود کار بسامان

با حضرت حق باش بهر حال که باشی
تا مشکلت آسان شود و بخت بفرمان

آسان چه بود کان صنم از پرده درآید؟
کار تو شود چون زر و مشکل همه آسان

ای جان و جهان، نقد تو در خانه خویشست
زین حال چو خوش وقت شدی، دست برافشان

ما را قدحی داد، دل و دین و خرد برد
دیگر چه کند تا پس از این ساقی مستان؟

جایی که نماند ورع و زهد و سلامت
در هر دو جهان عشق بود سلسله جنبان

در حال شود ملک و ملک راکع و ساجد
آنجا که قیامت شود از قامت انسان

قاسم چو ترا دید حیات ابدی یافت
در حضرت واجب شد ازین خطه امکان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}