شمارهٔ ۵۰۱

غزلیات

این چنین مست و معربد بکجا؟ ای دل و جان
که فدای قدمت باد همه جان و جهان

همچو تو یار نبودست بعالم کس را
همه بینی، همه دانی، همه جانی، همه جان

ما بهر جای که بودیم و بهر نشائه که بود
عاشق روی تو بودیم بپیدا و نهان

دلم از کوی تو هرگز نرود جای دگر
عشق تو دار امان آمد و دریای عمان

ما درین بحر فنا گرچه شناور گشتیم
عشق دریای محیطست، ندارد پایان

همه جا قصه این عشق معربد دیدم
جمله آفاق بگشتم، ز کران تا بکران

قاسم، از کوی خرابات چه دیدی؟ برگوی
همه دلها متأله، همه جانها حیران!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}