شمارهٔ ۵۳۶

غزلیات

در دل از شوق تو شوریست که نتوان گفتن
با خیال تو حضوریست که نتوان گفتن

با وجود سر کویت هوس حور و قصور
هر کراهست قصوریست که نتوان گفتن

گرچه از عالم و از خود خبرم نیست، ولی
در دل از دوست شعوریست که نتوان گفتن

پیش ما قصه اغیار مگویید، که یار
در ره عشق غیوریست که نتوان گفتن

عشق عارست درین دور و تسلسل ناموس
آه ازین قصه، که زوریست که نتوان گفتن

شادم از دولت وصل تو ولیکن چه کنم؟
در دل از هجر نفوریست که نتوان گفتن

می رسد تیر ملامت ز چپ و راست ولی
قاسم خسته صبوریست که نتوان گفتن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}