شمارهٔ ۵۵۰

غزلیات

الا! ای نفس، خودکامی و خودبین
از آن گشتی اسیر سجن سجین

چه چین در ابرو آوردی که گشتی
اسیر لعبتان چین و ما چین

جهان اندر جهان آواره گشتم
«فویل ثم ویل للمساکین »

دلم را زنده گردانیده وصلت
چو باد صبح دم بر برگ نسرین

بیا، ای ساقی جانها، فرو ریز
شراب ارغوان در جام زرین

فدای ماه رویت جان و دلها
اسیر زلف مشکین جان مسکین

بیا در باغ و بستان، تا ببینی
بساتینست در صحن بساتین

خدایا، از بلای خود نگه دار
بحق حرمت طاها و یاسین

خدا بین باش، قاسم، تا توانی
که خودبینی نشاید در خدابین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}