شمارهٔ ۵۵۱

غزلیات

ای یار، ندانم که چه رسمست و چه آیین؟
گه ساقی جانهایی و گه محتسب دین

عکسی بدل انداز از آن روی دل افروز
روی تو چو ماهست و دلم آینه چین

المنة الله که رسیدیم و چشیدیم
از فاتحه فتح شما لذت آمین

بی تو نروم جانب جنت بتکلف
با صحبت تو فارغم از باغ و ریاحین

ای باد، مکن از سر زلفش سخن آغاز
زنهار! نجنبانی زنجیر مجانین

چشمت بگشایند، شوی واقف اسرار
تا عین خدا بینی در عین خدا بین

قاسم دل و دین باخت بیاد تو و جان هم
زین بیش چه باشد صفت عاشق مسکین؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}