شمارهٔ ۵۹۱

غزلیات

از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه
مقصود خدا عشق است، باقی همه افسانه

بنما رخ زیبا را، تا فاش بگویم من:
«قد اشرقت الدنیا، من نور حمیانه»

هر کس صفتی دارد، با خود ز ازل آرد
تو عاشق حسن خود، من بیدل و دیوانه

ای قبلهٔ جان من، وی جان و جهان من
دیدار تو می‌بینم، در کعبه و بتخانه

دلدار مرا گوید، خود را و مرا وادان
من نور و تو تاریکی، من شمع و تو پروانه

گر نور یقین با تو، همراه شود بینی
آن خواجه «نمی‌میره»، وین بنده «نمی‌مانه»

قاسم تو قصور خود، وِ احسان خداوندی
می‌بینی و «می‌بینه»، می‌دانی و «می‌دانه»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}