شمارهٔ ۶۰۹

غزلیات

ای دل عشاق را بروی تو شادی
غایت مقصود و منتهای مرادی

در دلم آتش نهاده ای، چه توان گفت؟
هرچه نهادی بجای خویش نهادی

آتش عشق تو بود بادی دولت
باد روانم فدای آتش بادی!

دولت وصل ارچه بس عظیم بلندست
از تو توان خواستن، که شاه جوادی

جمله ذرات مست نور تجلیست
تا تو ز خورشید حسن پرده گشادی

زلف ترا هر که یافت ضال و مضل شد
روی ترا هر که دید مهدی و هادی

قاسم، ازین می بخود میا، که دریغست
جانب محنت شدن ز معدن شادی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}