شمارهٔ ۶۲۸

غزلیات

گر زانکه بگویند: گدایی و فقیری
بهتر بود از مسند شاهی و امیری

ای دوست، بآخر چو همی باید رفتن
این فقر به از مملکت میر و وزیری

شاهی بکجا میرسد؟ ای راحت جانها
کاندر دو جهان در صدد گیر و مگیری

از شاه بپرسند قیامت که: چه خواهی؟
چون قصه عیانست بگوید که: فقیری

دنیا همگی غصه و فتنه و ملامت
جهدی بکن، ای دوست، که در غصه نمیری

گر زانکه نداری بجهان جاهی و مالی
طیره مشو، ای دوست، که خورشید منیری

گر فضل خدا همره جان تو نباشد
سودی نکند فصل و مقامات حریری

یا رب، بدل عاشق بیچاره نظر کن
سلطان نصیری و شهنشاه ظهیری

همواره دل قاسم بیچاره اسیرست
پیری و فقیری و غریبی و اسیری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}