شمارهٔ ۶۷۴

غزلیات

تو شاه جهانی و ندانم که چه شاهی؟
حیران تماشای تو از ماه بماهی

گر ملک و ملک وصف کمالات تو گویند
اسرار کمال تو ندانند کماهی

ای عشق، چه چیزی و ندانم که چه چیزی؟
هم جاه و جمالی تو و هم پشت و پناهی

بی تو نتوان بود، بهر حال که باشد
هم راهزن جانی و هم راهبر راهی

گر آینه ات روشن و صافیست ببینی
ذرات جهان آینه حسن الهی

گر ملک ابد میطلبی، رو بخدا آر
کانجا نبود رسم تناهی و تباهی

قاسم، تو ازین زمره جهال بپرهیز
کایشان نشناسند و له راز ملاهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}