شمارهٔ ۱۶

غزلیات

فکند از نظری دیده حسود مرا
ز خویش کرده جدا آتشی چو دود مرا

غرور کعبه روانم دلیل بتکده شد
وگرنه تاب فراق حرم نبود مرا

روا مدار که گردد مزید خواهش غیر
نوازش ستمی کز تو چشم بود مرا

ز سیر گلشن وصلت چه طرف بربستم
به غیر از این که به دل حسرتی فزود مرا

ز رشک می‌زند امروز نشتر طعنم
کسی که دوش به عشق تو می‌ستود مرا

ز شکر عشق نبندم زبان که ایامی
ز دل به ناخن غم عقده‌ها گشود مرا

چه حاجت است تامل به قتل همچو منی
همان به است که بسمل کنند زود مرا

اسیر بخت سیاهم گذشت از آن قدسی
که زنگ از آینه دل توان زدود مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}