شمارهٔ ۴۰

غزلیات

سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
که کرده ورد زبان حرف آشنایی را

حدیث هجر به گوش دلم چنان تلخ است
که حرف موج بگویند ناخدایی را

دماغ غنچه معطر شد از نسیم سحر
کشیده شانه مگر زلف مشک‌سایی را؟

ز رشک هر مژه در چشم من شود خاری
به کوی دوست چو بینم برهنه پایی را

چراغ حسن تو را روشنی نگردد کم
اگر بهشت کنی کلبه گدایی را

چو سوی دیر روی، سبحه را بنه قدسی
مبر به مجلس دردی‌کشان ریایی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}