شمارهٔ ۹۰

غزلیات

تا آفت غم لازمه طبع شراب است
می بوی خوش و ساغر ما چشم خراب است

چون نشکندم دل، که ز پوشیدن رویت
آن را که شکستی نرسد، طرف نقاب است

کفرست تهی‌کاسگی باده‌پرستان
خالی چو شد از می قدحم، دیده پر آب است

مرغی که برد نامه من ، صورت حالش
نقشی‌ست که بر پنجه پرخون عقاب است

اسباب تماشای جمال تو نگنجد
در خانه چشمی که به اندازه خواب است

در بحر غمت گشت فنا هرکه نفس زد
این شیوه درین ورطه نه مخصوص حباب‌ است

قاصد چو برد نام تو سوزد دل ما را
پروانه ما از خبر شمع، کباب است

نگرفت وطن در دل قدسی غم دنیا
این خانه نشد جغدنشین، گرچه خراب است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}