شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
من بیمار را پروای جان نیست

غرور خضر، عاشق برنتابد
محبت کم ز عمر جاودان نیست

نمی‌جوشند با هم ناتوانان
که با هم، موی را خون در میان نیست

به بیماری سپردم تن چو نرگس
که در عالم طبیب مهربان نیست

ندارم بهره‌ای از مومیایی
شکست دل شکست استخوان نیست

جهان چون بود و نابودش مساوی‌ست
چرا گوید کسی کاین هست و آن نیست

چنان افسرده خواهد روزگارم
که پنداری مرا در جسم جان نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}