شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بسته‌ایم
چون کدورت، خویش را بر شام ماتم بسته‌ایم

بس که آمد جای اشک از چشم ما خون جگر
تهمت طوفان خون بر چشم پر نم بسته‌ایم

در حریم درد عشق ما، کسی را بار نیست
ما ز رشک این در به روی هر دو عالم بسته‌ایم

تا نگردد یاربی در دفع درد ما بلند
راه گردون را شب از آه دمادم بسته‌ایم

ما چو قدسی مایه دردیم، راحت عار ماست
بیشتر بر زخم خویش از مشک، مرهم بسته‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}