شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

به خون خوردن جدا زان لعل شکربار می‌سازم
ز مژگان خون دل می‌ریزم و ناچار می‌سازم

نیم بلبل که گل همدم هر خار و خس بینم
ز رشک غیر، با محرومی دیدار می‌سازم

تو لذت‌دوستی دشمن، علاج درد خود می‌جو
که من با چشم پرخون و دل افگار می‌سازم

ازان ترسم که بازت بی‌وفا خوانند بی‌دردان
وگرنه من بدین ناکامی بسیار می‌سازم

تو و سجاده و تسبیح با صد عیب در باطن
که من همچون برهمن فاش با زنار می‌سازم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}