شمارهٔ ۴۵۵

غزلیات

دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانی
در نظر، برگ گل و لاله کند پیکانی

در تماشای در و بام تو چون مهر منیر
هر سر موی کند بر بدنم مژگانی

از بد و نیک جهان، روی فراهم نکشم
زانکه چون آینه‌ام باز بود پیشانی

سینه‌ام ترکش تیرست ازان شست و هنوز
جگرم آه کشد از غم بی‌پیکانی

در خراش جگرم حاجت ناخن نبود
پیچش آه کند در جگرم سوهانی

روی گردانده‌ای از دیدن رویش قدسی
گل بی‌رنگ ز خورشید چرا گردانی؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}