تعقیب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- دنبال کردن، از پی چیزی رفتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary action ; chace ; chase ; continuation ; following ; pursuit ; tailing واژه هاى شامل تعقيب ـ (19)
- اسم دعایی که بعد از نماز خوانند.
- صفت پی گرد، پی گیری یا جست و جوی کسی به وسیلة نیروی انتظامی یا مقامات قضایی.