آهسته
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت دارای حرکت آرام و کُند، به آرامی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gentle ; gradual ; indistinct ; lagging ; languid ; lentamente ; light ; lightly ; low ; slow ; slow footed ; tardo واژه هاى شامل آهسته ـ (60)
- صفت آنچه بدون شدت شنیده میشود؛ ملایم، کُند، ارام، ساکت، مهربان، با وقار، بردبار.