پایین
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت ویژگی آنچه چیزی در زیر چیز دیگر، به طرف زمین، قرار دارد، زیر، زیرین.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary below ; beneath ; bottom ; down ; downward ; feet ; low ; nether ; submiss ; underneath واژه هاى شامل پايين ـ (121)