دِر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- از شهرهای با سابقه تمدنی هزاره سوم پیش از میلاد در میانرودان در کشور سومر یا اکد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary about ; at ; door ; doorjamb ; doorpost ; ex ; in ; pearl ; plug ; pylon ; to ; unto ; valvate ; valve ; wicket