جنس

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary brand ; breed ; commodity ; gender ; genre ; genus ; kind ; material ; mettle ; sex ; stamp ; stuff ; substance ; ware واژه هاى شامل جنس ـ (99)
  2. اسم آنچه خرید و فروش می‌شود، کالا.
  3. اسم ماهیت، کیفیت، یا ذات چیزی یا کسی.
  4. اسم (گفتگو): کالای قاچاق به‌ویژه مواد مخدر مانند هروئین.
  5. اسم صنف، یا گروهی با ویژگی‌های مشترک، دسته.
  6. اسم نوع قِسم، گونه. نژاد.
  7. اسم (منطق): هر آنچه که انواع زبادی را شامل شود، مانند حیوان، که شامل انسان و دیگر جانوران می‌گردد.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}