سمت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- راهی را در پیش گرفتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary azimuth ; face ; job ; position ; set ; side ; title واژه هاى شامل سمت ـ (23)
- به راه درست و میانه راه رفتن.
- اسم راه، روش.
- اسم قصد.
- اسم طرف، جانب.
- اسم سموت.
- اسم نشان داغ.
- اسم علامت، نشانه.
- اسم عنوان.
- اسم مقام.