بالغ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- قید افزون، بیش.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adult ; full ; full fledged ; full-grown ; major ; marriageable ; mature ; ripe واژه هاى شامل بالغ ـ (16)
- قید به حد بلوغ رسیده.
- قید رسا.
- اسم : نک پالغ.
- اسم از منابع معتبر برای بررسی واژه «بلغ» در سه زبان پهلوی، اوستایی و سانسکریت است. برای اینکه کمی ساختار علمیتر و خواناتر شود، میتوان آن را به شکل زیر سازماندهی کرد: --- بررسی واژه «بلغ» و مفاهیم رشد و بلوغ در زبانهای پهلوی، اوستایی و سانسکریت ۱. زبان پهلوی (فارسی میانه) در پهلوی، واژهای مشابه «بلغ» برای اشاره به رسیدن به مرحله رشد کامل یا بلوغ به کار میرفته است. متون پهلوی، به ویژه متون دینی و اخلاقی، مفاهیم تکامل و بلوغ را مورد بحث قرار دادهاند. منابع تخصصی: D. N. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary: فرهنگ لغت جامع واژههای پهلوی با توضیح معانی و ریشهشناسی، شامل اصطلاحات مربوط به بلوغ و تکامل. E. W. West, Pahlavi Texts: مجموعه متون پهلوی با ترجمه و حواشی، شامل مفاهیم رشد و بلوغ. J. Kellens, Introduction to Pahlavi Language and Literature: مروری بر ساختار و واژگان پهلوی و تطبیق آن…
* اوستایی و پهلوی