زحمت
زبان مبدأ: فارسی
/ zoham /
معنی فارسی
- اسم ناراحتی، رنج، کار و تلاش. انبوه کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary difficulty ; discomfiture ; discomfort ; discommodity ; inconvenience ; kiaugh ; labor ; labour ; pain ; torment ; trouble ; tug واژه هاى شامل زحمت ـ (35)
- اسم ازدحام.
- اسم رنج و آزردگی.
- اسم بیماری: در زبان فارسی درد.
*اوستایی و پهلوی