دیوان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ادیان): جمع دیو؛ کیش قدیمی پرستش خدایان طبیعی که زرتشت آن دین را نفی کرده بود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bureau واژه هاى شامل ديوان ـ (5)
- اسم به عقیده هرتل دیوان چون موفقیت زرتشت را دیدند به ظاهر به آن دین درآمدند که از درون متلاشیاس کنند و عملا معتقدات خویش را جایگزین آن سازند.
- اسم (ادبیات): مجموعه اشعار یک شاعر (به صورت کتاب).
- اسم (قدیم): دولت، وزارتخانه، دفتر محاسبات، اداره، خزانهدار.
- اسم دیوان سیاه کردن کنایه از: گناه کردن.