معلم
زبان مبدأ: فارسی
/----/
معنی فارسی
- اسم آنکه در دبستان، دبیرستان، دانشگاه یا آموزشگاه تدریس میکند. آموزنده، تعلیم دهنده، آگاه کننده، تعلیم یافته.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary docent ; educator ; guru ; maestro ; pedagog ; pedagogue ; preceptor ; starets ; teacher واژه هاى شامل معلم ـ (7)
- اسم مَعْلُمْ: در گویش گنابادی یعنی مشخص ، واضح ، روشن ، معلوم ، مُبَرهَن
- اسم (قدیم): نشاندار، شناخته شده؛ علایم راهنمایی در کنار راه و جاده.
- اسم (قدیم): نقشدار، منقش.