زن
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم انسان ماده بالغ، مقابل مرد؛ همسر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary carlin ; carline ; carling ; distaff ; female ; feme ; mort ; pinnace ; wife ; woman واژه هاى شامل زن ـ (419)
- اسم در فارسی میانه zan از زبان نیا هند و اروپایی gʷḗn.