قطار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژه قطار از واژه پارسی پهلوی ویتر به چم گذر گرفته شده است و با واژگانی مانند وتر، قَطر ، قُطر، قطره ، قاطر و غیره هم خانواده هستند که همگی به چم گذر کردن هستند، بسیاری از واژه های پارسی پهلوی با سدای و آغاز می شدند در پارسی نوین این سدا به سدای گ دگرگون شده است مانند وتر: قطار - گذر، وِل : گُل ورز : گُرز ، وراز : گُراز، ورک : گرگ، ویناس: گناه، ویشات: گشاد، ویسترگ: بستر، ویستاخ:گستاخ، وینجشک :گنجشک، ویشتاسپ :گشتاسب، همچنین واژه ترن که در زبان های اروپایی برا قطار به کار میرود از واژه پارسی ترا به چم بردن گرفته شده است..
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary file ; rank ; row ; string ; tandem ; train واژه هاى شامل قطار ـ (17)
- صف، ردیف.
* پهلوی #واژه قطار از واژه پارسی پهلوی ویتر به چم گذر گرفته شده است و با واژگانی مانند وتر، قَطر ، قُطر، قطره ، قاطر و غیره هم خانواده هستند که همگی به چم گذر کردن هستند، بسیاری از واژه های پارسی پهلوی با سدای و آغاز می شدند در پارسی نوین این سدا به سدای گ دگرگون شده است مانند وتر: قطار - گذر، وِل : گُل ورز : گُرز ، وراز : گُراز، ورک : گرگ، ویناس: گناه، ویشات: گشاد، ویسترگ: بستر، ویستاخ:گستاخ، وین…