فیل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم حیوانی با گوشهای پهن و پستانداری عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران و نایاب است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary elephant واژه هاى شامل فيل ـ (11)
- اسم به یکی از مهرههای شطرنج گفته میشود.
- اسم فیل و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه.
- اسم فیل کسی یاد هندوستان کردن کنایه از: به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن.
- اسم فیل هوا کردن کنایه از: کار شگفتانگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.