قلعه

زبان مبدأ: فارسی

/www.etimolojiturkce.com/

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary acropolis ; burg ; castle ; chateau ; crow's nest ; fort ; munition واژه هاى شامل قلعه ـ (16)
  2. اسم دژ، حصار.
  3. اسم ساختمانی محکم و بلند با برج‌هایی برای دیده‌بانی که معمولا به عنوان جایگاه دفاعی در برابر هجوم دشمن یا زندان یا مقر حکام به کار می‌رفته‌است.
  4. اسم قلعة.
  5. اسم (جمع): قلا
  6. اسم قلعه.
  7. اسم روی هم انباشتن، روی هم گذاشتن.

* # قلعة. #(جمع): قلا * قالع #قلعه. #روی هم انباشتن، روی هم گذاشتن. #::مواد اولیه ساخت تأسیسات دفاعی در قدیم فقط خاک بود و این فراوان‌ترین مصالح بود. لذا گل‌کشی و روی‌هم انباشتن را قالع گفتند یعنی روی هم تلمبار کردن.

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}