قلعه
زبان مبدأ: فارسی
/www.etimolojiturkce.com/
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary acropolis ; burg ; castle ; chateau ; crow's nest ; fort ; munition واژه هاى شامل قلعه ـ (16)
- اسم دژ، حصار.
- اسم ساختمانی محکم و بلند با برجهایی برای دیدهبانی که معمولا به عنوان جایگاه دفاعی در برابر هجوم دشمن یا زندان یا مقر حکام به کار میرفتهاست.
- اسم قلعة.
- اسم (جمع): قلا
- اسم قلعه.
- اسم روی هم انباشتن، روی هم گذاشتن.
* # قلعة. #(جمع): قلا * قالع #قلعه. #روی هم انباشتن، روی هم گذاشتن. #::مواد اولیه ساخت تأسیسات دفاعی در قدیم فقط خاک بود و این فراوانترین مصالح بود. لذا گلکشی و رویهم انباشتن را قالع گفتند یعنی روی هم تلمبار کردن.