نقشه

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. نقشه
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary chart ; design ; map ; model ; plan ; plat ; plot ; program ; programme ; project ; scheme واژه هاى شامل نقشه ـ (63)
  3. واژگانِ ( نقش، نقشه ) واژگانی ایرانی هستند: بررسی تکواژها: 1 - ( ن ) در این واژه از پیشوندِ ( نی ) در زبانهای اوستایی ، سانسکریت و پهلوی گرفته شده است که در زبانِ پارسی کنونی به دیسه یِ ( نِ ) در آمده است: برای نمونه در واژگانی همچون ( نِوشتن، نِگاشتن، نِشیب، نِمودن، نِوار و. . . ) . پس نباید به دیسه یِ ( نَ ) خوانده شود بلکه ( نِ ) ؛ چنین لغزشهایی گهگاهی در واژگانی همچون ( درست:نِوار / نادرست:نَوار ) ، ( درست:نِشیب/نادرست:نَشیب ) ، ( درست:نِغش ( نِکش یا نِخش ) /نادرست:نَقش ) دیده می شود. 2 - تکواژه یِ ( کش ) :این واژه در زبانِ اوستایی ( کَرِش، کَرشا، کَرشَ ) ، پهلوی - پارسی میانه ( کِشیدن/کش ) ، سانسکریت ( کَش، کَشَ ) بوده است که در زبان پارسیِ کنونی به دیسه یِ ( کَشیدن یا کِشیدن ) درآمده است. زبانِ اوستایی: کَرِش:کشیدن، شیار زدن کَرشا، کَرشَ:شیارِ گِرد، خط گِرد کشیدن رویِ زمین زبان سانسک…
  4. اسم صفحة کاغذی که در آن شکل و اندازه و عوارض زمین یا قسمتی از سطح آن با مقیاس‌های مختلف و معین ترسیم شده‌
  5. اسم طرح و صورت کار و عملی که در آینده باید انجام شود.
  6. اسم گوش

* پهلوی # نقشه # واژگانِ ( نقش، نقشه ) واژگانی ایرانی هستند: بررسی تکواژها: 1 - ( ن ) در این واژه از پیشوندِ ( نی ) در زبانهای اوستایی ، سانسکریت و پهلوی گرفته شده است که در زبانِ پارسی کنونی به دیسه یِ ( نِ ) در آمده است: برای نمونه در واژگانی همچون ( نِوشتن، نِگاشتن، نِشیب، نِمودن، نِوار و. . . ) . پس نباید به دیسه یِ ( نَ ) خوانده شود بلکه ( نِ ) ؛ چنین لغزشهایی گهگاهی در واژگانی همچون ( درست:ن…

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}