ابرام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تأیید شدن حکم یک دادگاه از سوی دادگاه بالاتر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary confirmation ; importance ; importunity ; persistence ; persistency واژه هاى شامل ابرام ـ (1)
- اسم (قدیم): تأیید کردن، تأیید کردن حکم. استوار کردن، محکم کردن کار.
- اسم اصرار، پافشاری، سماجت. به ستوه درآوردن. شکوفه برآوردن.