ماهواره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت مانند، ماه، زیبا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary lunette ; moonlet ; satellite ; sput nik
- اسم اجرامی که به مدار زمین پرتاب میشوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطهای به نقطة دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی.
- اسم نامواژه: ماهواره
- اسم به ماههای ساخت بشر گفته میشود که در مدارهایی در فضا به گرد سیارات میگردند.
از افزوده شدن پسوند -واره به واژۀ ماه پارسی درست شده است. -واره پسوندی پارسی به معنی «همانند» است.