هَنر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت مترادف بخار در فارسی، بویژه بخاری که در زمستان از روی برف برخیزد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary accomplishment ; art ; artifice ; craft ; forte ; masterstroke ; mystery واژه هاى شامل هنر ـ (38)
- صفت هَنَرِه یؤخدِه کنایه از: بخاری ندارد، حرارتی ندارند، شجاعتی ندارد.