مهار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم افسار، چوبی که در بینی شتر کنند و ریسمان بر آن بندند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bearing rein ; frenum ; halter ; stay واژه هاى شامل مهار ـ (12)
- اسم قسمتی که در هواپیما بالها را به هم وصل میکند.
- اسم چین جلدی موجود در سطح تحتانی آلت مرد در خط وسط و در مجاورت شیار حشفهای قلفهای که در حقیقت دیوارهای است که شیار حشفهای قلفهای را به دو قسمت چپ و راست تقسیم میکند.
- اسم نام هر یک از دو چین مخاطی واقع در خط وسط قسمت دهلیزی دهان و عضلات لبها (بین قوسهای فکی و عضلات لبها)، مهار لبی.