رگه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم هرچیز که مانند رگ باشد مانند: رگة دیوار، رگة قالی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary fleck ; grain ; rake ; strain ; strake ; streak ; thread ; vein واژه هاى شامل رگه ـ (23)
- اسم رشته معدنی، قسمتی از تشکیلات و ترکیبات معدنی قابل استفاده که به صورت رگهها و رشتههایی درون طبقات دیگر زمین قرار گرفتهاند.