میوه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (گیاهی): بخشی از پیکر گیاهان نهاندانه که از رشد تخمدان بوجود میآید و دانه یا دانههای گیاه را در برمیگیرد و بعضی انواع آن خوراکی است؛ بار، ثمر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blossom ; fruit ; fruitage واژه هاى شامل ميوه ـ (132)
- اسم میوه دی دل کنایه از: فرزند.