آماس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : تورمی که بر اثر واکنش دفاع موضعیِ بدن در مقابل عامل بیماریزا پدید میآید و با درد، گرمی، قرمزی، و اختلال کارکرد عضو درگیر مشخص میشود. التهاب.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dilation ; edema ; inflammation ; poke ; swelling ; tumefaction ; tumescence ; tumidity ; turgescence ; turgidity واژه هاى شامل آماس ـ (47)
- اسم ورم، برآمدگی، آماده و آماز نیز گویند. چسبیدن پلاکتها. آماز.
- اسم دربارهٔ واژهٔ آماس / ماس و پیوندهای آن با اوستایی، پهلوی و سنسکریت ارائه میکنم. --- 📌 ریشهشناسی دقیق و سامانیافتهٔ واژهٔ «آماس / ماس» واژهٔ آماس در فارسی به معنی «ورم، بادکردگی، التهاب» است و صورت کوتاهشدهٔ آن ماس نیز در متون کهن گزارش شده است. این واژه از ریشههای بسیار کهن ایرانی و هندواروپایی است و در اوستایی، فارسی میانه (پهلوی) و سنسکریت شواهدی دارد. --- 🟩 ۱. ریشهٔ ایرانی (اوستایی و پهلوی) 🔹 اوستایی در اوستایی ریشهٔ فعلی maŋh- / maṅs- با معانی زیر آمده است: باد کردن ورم کردن برآمدگی داشتن این ریشه با ریشهٔ هندواروپایی بازسازیشدهٔ **menk- / mank- مرتبط دانسته میشود که معنای اصلی آن «برآمدن، پف کردن، ورمکردن» است. 🔹 پهلوی در فارسی میانه (پهلوی)، واژهٔ: āmās / āmas = ورم، بادکردگی، التهاب āmāxtan = ورم کردن ثبت شده است. بنابراین «آماس» فارسی دنبالهٔ مستقیم āmās پهلوی و آن نیز ادام…
- اسم آماس در زبان معیار باستان به دو کلمه آم - آس قابل تجزیه است؛ که مفهوم کلی از آن راه و رسم به یادگار مانده زنانه بوده است.
*اوستایی و پهلوی