انتظار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ماندن در جایی یا صبر کردن تا زمانی معیّن برای آمدن کسی یا روی دادن اتفاقی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary anticipation ; expectance ; expectancy ; expectation ; prospect واژه هاى شامل انتظار ـ (15)
- اسم توقع داشتن، چشم به راه بودن.
- اسم نگرانی.