ظرف
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم وسیلهای برای نگهداری چیزی، مانند بشقاب، کاسه، و مانند آنها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adverb ; can ; container ; dish ; receptacle ; repository ; vase ; vessel واژه هاى شامل ظرف ـ (42)
- اسم هر آنچه که در آن چیزی بگذارند، آوند.
- اسم فاصله زمانی.