اصغر

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. صفت کوچکتر، خردتر، کوچک. صغری، یا علم اصغر. بشر، انسان.صغیر، مفردِ اصاغره، اصغرون، لقب ابو يزيد طيفور بن آدم بن عيسیٰ بن علی زاهد بسطامی بود چنانکه ياقوت در معجم البلدان ذيل بسطام نام و نسب ويرا بدينسان آورده است: ابو يزيد طيفور بن آدم بن عيسیٰ بن علی زاهد البسطامی الاصغر . صاحب روضات الجنات مينويسد: و بنابرين ممکن است ابو يزيدی که معاصر مولانا صادق (ع)
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary junior ; less ; lesser ; minor واژه هاى شامل اصغر ـ (3)
  3. صفت و صاحب سقايه خانه وی بوده بزرگتر از دوبايزيد که از حيث زمان نسب به دو بايزيد ديگر متاخر است اصغر است.
  4. صفت از شاعران قرن نهم هجری بود و امير عليشير نام ويرا ذيل بدينسان آورده است: والد مير غياث‌الدين عزيز و از نقباي مشهد مقدس است و ميگويند بسيار سفيه و بد زبان است.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}