افراد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اشخاصی که در یک گروه، دسته، و مانند آنها هستند. جمعِ فرد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary roll call واژه هاى شامل افراد ـ (23)
- اسم تکتکها، واحدها. اشخاص، کسان. بیتهای شعر. فردهای دفتر.
- اسم مصدر: يکی کردن، تنها کردن، جدا کردن. يکیيکی کردن. تنها بکاری روی آوردن.