امل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم امید، آرزو. قصر امل.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary prude ; prudish ; square toed واژه هاى شامل امل ـ (3)
- اسم (جمع): آمال.
- اسم کسی که به آداب تجدد و تمدن آشنا نباشد؛ اغلب در مورد زنان بکار میرود.
- اسم زن شلخته و بد سر و وضع.