اقبال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary fortuity ; grace ; luck واژه هاى شامل اقبال ـ (4)
- اسم در باور عامه، آنچه باعث خوشبختی میشود، بخت.
- اسم خوشبختی، سعادت، نیکبختی، بهروزی.
- اسم : روی آوردن، روی آوردن بخت. پیش آمدن.
- اسم : توجیح کردن.
- اسم : ربودنِ کواکب در وتدها که آن را دلیل نیکبختی میدانستند. مقابل ادبار.
- اسم طال، بخت، طالع، بهروزی و نیکبختی.