شکار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم حیوانی که توسط حیوان دیگر یا انسان گرفتار یا به دام افتد. صید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary chace ; chase ; game ; hank ; hunt ; predatin ; prey ; quarry ; raven ; ravin ; venery ; victim واژه هاى شامل شکار ـ (39)
- اسم (عامیانه): ناراحت، رنجیده.
- اسم در ادامه ریشهشناسی علمی، معتبر و دقیقِ واژهٔ «شِکار» را بر پایهٔ دانش زبانشناسی تاریخیِ ایرانی–هندواروپایی و با استناد به منابع معتبر اوستایی، پهلوی، سانسکریت و فرهنگهای ریشهشناسی بیان میکنم. نکتهی مهم: توضیحاتی که در متن پرسش آمده بود (مانند ریشهگرفتن از skel «شکل» یا ارتباط آن با «آشکار شدن») با دادههای زبانشناسی تطبیقی هماهنگ نیست و در منابع معتبر تأیید نمیشود. در زیر صورت درست پژوهش را میخوانید. --- ✅ ریشهٔ درست واژهٔ «شِکار» شِکار در فارسی نو از پهلوی šikār / šikāl آمده است. این واژه در اصل به معنای صیاد، شکارچی بوده و سپس معنای «شکار کردن» و «شکار» (اسم عمل) یافته است. این واژه در پهلوی به ریشهی اوستایی sai- / saya- «دنبال کردن، پیجویی کردن، ردیابی کردن» برمیگردد. این ریشه در هندواروپایی نیز sekʷ- یا sek- «پیگرفتن، دنبال کردن، تعقیب» بازسازی میشود. به بیان دقیق: 📌 ساخ…
*اوستایی و پهلوی