چنگک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم قلاب (عموماً)
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary crampon ; crampoon ; gaff ; grapnel ; hay fork ; hook ; peg ; prong ; rake ; tach ; tache ; uncus واژه هاى شامل چنگک ـ (19)
- اسم میلة کوتاه فلزی سرکج که چیزی به آن اضافه کنند.
- اسم آلتی که بر سر نخ یا ریسمان بندند و بدان ماهی گیرند.
- اسم قلابی که فیل را بدان رانند، کجک.