بوسه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تماس لبهای کسی بر لب، گونه، دست و پای کس دیگر یا چیز مقدس از روی محبت و احترام و عشق یا چاپلوسی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary buss ; kiss ; osculation واژه هاى شامل بوسه ـ (3)
- اسم ماچ.
- اسم بوسه
- اسم لمس یا فشردن لب به نقطهای دیگر