خانم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (احترام آمیز): هنگام خطاب به زنان و دختران یا در صحبت کردن از آنان به کار میرود. مقابل آقا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dame ; dona ; donna ; gentlewoman ; goodwife ; lady ; madem ; mademe ; missy ; mistress ; mrs ; senora ; signora ; wife واژه هاى شامل خانم ـ (18)
- اسم بررسی ریشهی واژهی «خانم» در فارسی واژهی «خانم» امروزه در فارسی بهعنوان عنوانی محترمانه برای زنان استفاده میشود، اما ریشهی آن را میتوان در چند لایهی تاریخی بررسی کرد: اوستایی، پهلوی، فارسی نو و تأثیرات ترکی-مغولی. --- ۱. لایهی اوستایی xšaθra- (خشَثره): به معنای «قدرت، سلطه، فرمانروایی». این ریشه در اوستا مکرراً دیده میشود. نمونهی برجسته آن ترکیب xšaθra vairya- («شهریور ایزد» = شهریور برگزیده/آرمانی) است. معنای اصلی در اوستا سیاسی ـ دینی است: قدرت الهی، پادشاهی یا سلطهی برحق. منابع اوستایی: Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. Straßburg, 1904. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. Heidelberg, 1992–2001. Kellens, Jean. Les noms-racines de l’Avesta. Wiesbaden, 1974. --- ۲. لایهی پهلوی (فارسی میانه) xwadāy / xwadān («خدای، صاحب، فرمانروا») …
- اسم منسوب به خان، ارباب.
- اسم زن بزرگ زاده.
- اسم لقبی محترمانه برای زنها. نامی مغولی است.
*اوستایی و پهلوی