علاقه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- علاقة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary affection ; bind ; fondness ; interest ; liking ; penchant ; tie واژه هاى شامل علاقه ـ (35)
- دوست داشتن.
- صفت دوستی.
- صفت پیوند، ارتباط، وابستگی. جِ علائ
- قید علاقة
- اسم رشته و بندی که چیزی را به آن بیآویزند.
- اسم بند کمان و تازیانه.
- اسم میوهای که از درخت آویزان باشد؛ جِ علائ
* عربی # علاقة